
گاهی نقل می شود که بعضی افراد به اصطلاح لا ابالی تنها در ایام محرم و صفر برخی کار ها را کنار می گذاشته اند و سعی در آن داشتند که بدینوسیله حرمت این ماه های بزرگ را نگه دارند ولی همین گونه است که با آمدن ماه های محرم و صفر شور عجیبی در میان جوانها می افتد و بسیاری از آنها رفتار و زندگیشان در این ایام رنگ دیگر به خود می گیرد.
عشق به امام حسین علیه السلام باعث می شود که بسیاری بتوانند با شرکت کردن در مجالس عزای اهل بیت گامی از گناه فاصله بگیرند و دمی همراه با اشک ریختن بر مصائب حسین (ع) بر در خانه محبوب واقعی ،یعنی خدای رحمان و رحیم به توبه و انابه دست زنند اما چرا باید احساس شود که با تمام شدن ماه محرم و صفر همراه با کنار گذاشتن لباس های مشکی بعضی اعمال حسین پسند هم کنار گذاشته شوند؟
جوانی که تا قبل از ماه محرم مثلا رعایت و موالات شرعی در مورد عکس ها و فایل های صوتی و تصویری خود در گوشی همراهش نداشت اما در این ماه دیگر نمی خواهد آرامش الهی ای که از مجالس وعظ و روضه بدست آورده است را با لذت های شیطانی و آنی به تاراج بگذارد اما نباید اینگونه باشد که با تمام شدن محرم و صفر حسینی ما با خدای حسین هم خداحافظی کنیم!
عزیزان سخن آخر آن است که همه این مراسمات بهانه ای است تا بنده ای به سوی خالق خویش رود و محبی محبوب خویش را بازیابد که اهل بیت علیهم السلام راه های قرب و نزدیک شدن ما به سوی محبوب حقیقیمان هستند و تمام این فرصت ها برای آن است که ما یاد بیاوریم که برای چه پا به این دنیا نهاده ایم و گام هایمان در این زندگی باید به کدام طرف باشد تا به تمامی خواسته های دلمان قبل از آنکه فرصتمان تمام شود دست یابیم…
نسیم محرم و شبنم اشک وسیله ای برای بیدار کردن چشم های ما و دیدن روی خداست که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: “اِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ أَلا فَتَعَرّضُوا لَها۱” همانا در طول عمر شما، نسیم های الهی وزیدن می گیرد، پس بیدار باشید و خود را در معرض این نسیم ها قرار دهید.
پس علامت قبولی عزاداری ها در محرم و صفر در تغییر عادات و اعمال و نگرش ما در زندگی به سوی خداست که بطور کلی هدف تمام انبیاء و اولیاء و بطور خصوص هدف سیدالشهداء ،حسین عزیز اصلاح ماست تا آنکه ان شاالله این باران رحمت در باغ دل ما شکوفه های انسانیت و سعادت بنشاند./
۱-بحارالانوار،ج۷، ص۲۲۱
منبع: مطالب ارسالی، وبلاگ سرباز صفر جنگ نرم/
1-عاشورا و انسانیت
2-عاشورا و امید
امام(ع) با اینکه می داند چه شرایط سختی در انتظار خانواده اش است آنها را برای چنین مصایبی آماده می کند و به عنوان بزرگ ترین خانواده،اعضای خانواده اش را متوجه رحمت و عنایت خداوند می کند و اینکه همه چیز در اراده خداوند است. این یک پیام خانوادگی دارد برای تمام کسانی که در زندگی با مشکلاتی رو به رو می شوند و به سرعت دچار افت روحیه می شوند یا عنان اختیار از کف می دهند.
امام(ع) در سخت ترین شرایط به خانواده اش روحیه می دهد و زمانی که حضرت زینب(س) بی تابی می کند، امام(ع) دست روی سینه خواهرش می گذارد و می فرماید: «مبادا شیطان صبر و شکیبایی تو را از بین ببرد». اینها همه درس هایی است که ما ازاین واقعه عاشورا می گیریم و می توانیم در زندگی، از آنها استفاده کنیم.
3-عاشورا و عبودیت
توجه کنید که در نمازهای یومیه که هر روز می خوانیم می گوییم: «ایاک نعبدوایاک نستعین». چند نفر از ما به این جمله توجه می کنیم؟ در حالی که پیام امام(ع) در آخرین لحظات زندگی اش همین آیه است. این همان چیزی است که به عنوان سلامت معنوی از آن نام می برند. سلامت معنوی یعنی اینکه زندگی ما رنگ خدایی بگیرد و به آزادی معنوی دست پیدا کنیم که از غیرخدا جدا شویم و به توحید فکری و عملی ناب برسیم. متأسفانه افرادی هستند که در زندگی وقتی با یک مشکل رو به رو می شوند اولین چیزی که فراموش می کنند خداست و برای حل مشکل خود دست به دامان این و آن می شوند. پیام عاشورا استقامت، صبر و امید است و اینکه خداوند قادر بر تمام مسایل است. انسانی که به این مراحل برسد و این پیام را در زندگی خود متجلی کند، هیچ گاه در برابر زور و باطل قد خم نمی کند و سازش نمی پذیرد چون به خداوند تکیه دارد و ایمان دارد که حق و حقیقت،نهایتاً پیروز است. به این صورت است که پیام امام حسین(ع) و عاشورا، جهت زندگی انسان ها را تغییر می دهد و اتفاقاً در تحمل سختی های دنیای امروز هم راه گشاست.
1-عاشورا و انسانیت
2-عاشورا و امید
امام(ع) با اینکه می داند چه شرایط سختی در انتظار خانواده اش است آنها را برای چنین مصایبی آماده می کند و به عنوان بزرگ ترین خانواده،اعضای خانواده اش را متوجه رحمت و عنایت خداوند می کند و اینکه همه چیز در اراده خداوند است. این یک پیام خانوادگی دارد برای تمام کسانی که در زندگی با مشکلاتی رو به رو می شوند و به سرعت دچار افت روحیه می شوند یا عنان اختیار از کف می دهند.
امام(ع) در سخت ترین شرایط به خانواده اش روحیه می دهد و زمانی که حضرت زینب(س) بی تابی می کند، امام(ع) دست روی سینه خواهرش می گذارد و می فرماید: «مبادا شیطان صبر و شکیبایی تو را از بین ببرد». اینها همه درس هایی است که ما ازاین واقعه عاشورا می گیریم و می توانیم در زندگی، از آنها استفاده کنیم.
3-عاشورا و عبودیت
توجه کنید که در نمازهای یومیه که هر روز می خوانیم می گوییم: «ایاک نعبدوایاک نستعین». چند نفر از ما به این جمله توجه می کنیم؟ در حالی که پیام امام(ع) در آخرین لحظات زندگی اش همین آیه است. این همان چیزی است که به عنوان سلامت معنوی از آن نام می برند. سلامت معنوی یعنی اینکه زندگی ما رنگ خدایی بگیرد و به آزادی معنوی دست پیدا کنیم که از غیرخدا جدا شویم و به توحید فکری و عملی ناب برسیم. متأسفانه افرادی هستند که در زندگی وقتی با یک مشکل رو به رو می شوند اولین چیزی که فراموش می کنند خداست و برای حل مشکل خود دست به دامان این و آن می شوند. پیام عاشورا استقامت، صبر و امید است و اینکه خداوند قادر بر تمام مسایل است. انسانی که به این مراحل برسد و این پیام را در زندگی خود متجلی کند، هیچ گاه در برابر زور و باطل قد خم نمی کند و سازش نمی پذیرد چون به خداوند تکیه دارد و ایمان دارد که حق و حقیقت،نهایتاً پیروز است. به این صورت است که پیام امام حسین(ع) و عاشورا، جهت زندگی انسان ها را تغییر می دهد و اتفاقاً در تحمل سختی های دنیای امروز هم راه گشاست.
4-عاشورا و آزادگی
5-عاشورا و اتمام حجت
شاید در یک نگاه ظاهری و دنیوی همه افراد نیز در شرایط مشابه چنین عملی را انجام دهند و برای نجات فرزند خود از لشکر دشمن تقاضای آب نمایند اما اگر در این مسایل دقیق شویم،متوجه می شویم که امام(ع) با این کار خود حجت را بر جاهلان تمام کرد و به تمام افراد در طول تاریخ نشان داد که چه کسانی در برابر او صف آرایی کرده بودند. این یک حرکت سمبولیک برای آشکار شدن نوع عملکرد و تفکر افرادی بوده که دربرابر امام(ع) صف آرایی کرده بودند. امام حسین(ع) در شدیدترین شرایط طوری رفتار کردند که امروز برای بشریت هیچ نقطه مبهم و تاریکی باقی نماند و ایشان می دانستند که چه گروه جاهل و متحجر و دنیاطلبی در برابرش صف کشیده اند. آنها همان قاسطین، مارقین و ناکثین بودند که در برابر پدر ایشان ایستاده بودند. اگر کمی دقت کنید، می بینید که کسی که سر امام(ع) را از تن جدا می کند از خوارجی بوده که در برابر امام علی (ع) می جنگید. بنابراین امام(ع) به خوبی لشکریان جاهل دشمن را می شناخت و با این عمل خود هویت این جاهلان را برای تمام آیندگان روشن ساخت.
6-عاشورا و کنترل اجتماعی
7-عاشورا وشفا بخشی
همان طور که در طول تاریخ پیامبران و اولیای الهی از حضرت آدم(ع) تا دیگر پیامبران معجزات بی شماری را به مردم نشان داده اند،شکی نیست که با برقراری یک ارتباط معنوی قوی با روح بزرگوار امامان(ع) می توان آثار عظیم آن را در زندگی فردی شخصی مشاهده کرد. بسیاری افراد که پیرو ادیان دیگر هستند،وجود دارند که ارادت خاصی نسبت به امام حسین(ع)،حضرت ابوالفضل(ع) و دیگر شهدای واقعه عاشورا دارند،چرا که توانسته اند این ارتباط معنوی را ایجاد کنند، برقراری این گونه ارتباطات نیازمند مسلمان بودن نیست چون امام حسین(ع) محدود به مسلمانان و شیعیان نیست و این همان روح بلند امام(ع) و شهدای واقعه عاشورا است که در تمام تاریخ و انسان ها سایه گسترده است و هر انسانی با توجه به میزان تلاش و ارادت خود می تواند از آن بهره مند شود.
منبع: نشریه سلامت (ویژه نامه عاشورا)،شماره 250
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک
ماه محرم ماه حزن و اندوه مسلمین است ، ماه عبرت گرفتن است و خوشا به حال آنانی که از این ماه درسها آموختند و در زندگی خود بکار بستند .

سال 61 هجری قمری بود و حدود نیم قرن از رحلت بنیانگذار دین مبین اسلام میگذشت ، معاویه که مردی سیاس و حیله گر بود و با خدعه توانسته بود خلافت را از صاحبان برحقش غصب کند از دنیا رفته بود و برخلاف عهدی که با امام حسن مجتبی (ع) بسته بود خلافت را به پادشاهی تبدیل کرده بود و اولین پادشاه این سلسله یعنی یزید را به تخت نشانده بود ، یزید مردی شرابخوار و بوزینه باز بود و بر خلاف پدر در ملاء عام انواع خلاف شرع ها را انجام میداد و جالب اینکه گروهی مزد بگیر و ابله وی را امیرالمومنین می خواندند و اوامر وی را مطاع میدانستند ، امام حسین ابن علی (ع) که هم از سوابق این فرد مفسد اطلاع داشتند و هم به یقین میدانستند در صورت بیعت با چنین آدم فاسدی قطعا اصل اسلام نیز به فراموشی سپرده خواهد شد و برای احیاء امر به معروف و نهی از منکر از بیعت با یزید امتناع فرمودند و پس از تهدیدهای بسیار به قصد انجام حج عازم مکه شدند و در مکه نیز چون قرار بود توسط عوامل یزید ترور شوند نهایتا حج را نیمه کاره گذاردند و به دعوت اهالی کوفه عازم این شهر گردیدند ، اینکه چرا باوجود شناخت امام (ع) از مردم سست ایمان و ترسو و ابله کوفه باز دعوت آنان را پاسخ گفتند خود بحثی است که مجالی دیگر میطلبد ولی برای ما همین بس که امام حسین (ع) شاید میخواستند این رفتار در تاریخ ثبت شود تا ما
ادامه مطلب
